محمد تقي جعفري

153

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ذرات خاك در خواهد آورد ، تا روئيدنيها را غذا دهى : هرگونه اثر حيات انسانى را ، ائر وجود فردى ترا از ميان خواهد برد ، تا براى هميشه با عناصر اربعه ات در آميزد و به صورت صخره اى استوار و بىاحساست در آورد ، يا خاك سنگين و بىحركتت كند كه روستايى جوان و زحمتكش با گاوآهن خود در همش نوردد و آن گاه درخت بلوطى ريشه‌هاى خود را در درونت بگستراند و در كالبدت فرو برد . اما گمان مبر كه يكه و تنها روى بدين خانهء جاودان مىبرى و در آنجا بىيار و راهنما مىمانى ، زيرا تو در عالم آرزو هم خوابگاهى بهتر از اين نخواهى يافت آنجا كه هستى در كنار رهبران و بزرگان قوم ، كنار پادشاهان و نيرومندان جهان ، كنار خردمندان و خوبان و خوبرويان ، كنار سپيدمويان و روشنبينان و صاحبنظران روزگاران كهن ، خواهى خفت كه جملگى در يك خوابگاه بزرگ و پرجلال خانه گرفته‌اند ، و اين ديوارهاى عظيم و صخره‌هاى پردندانه كه از فرط قدمت با خورشيد برابرى ميكنند ، اين دره‌هاى پهناور كه گوئى پيوسته به انديشه‌هاى عميق فرو رفته‌اند ، اين جنگلهاى كهن و انبوه ، اين رودخانه هائى كه با اين همه جلال و شكوه به راه خود مىروند و اين جويبارها كه با زمزمهء شكوه آميز خود از ميان چمنزارها مىگذرند و سيرابشان ميكنند ، و اين اقيانوس بيكران لاجوردين كه همهء اينها را در ميان خود گرفته ، جملگى زر و زيور اين گور بزرگ آدميانند . خورشيد زرين و سيارگان و جملهء ميهمانان خوان بيحد و كران آسمان از خلال گذشت اعصار و قرون بر اين آرامگاه تيرهء مرگ مىتابند ، همهء اينها دستى هستند كه به سوى اين خاك نشينان در خواب رفته دراز شده‌اند . اگر بر بال صبح نشينى يا از صحراى بيكران بگذرى ، يا بميان جنگلهاى انبوهى روى كه رود « ارگون » از ميانشان مىگذرد و درهايشان به روى هر صدائى از جهان بسته است ، تا تنها به صداى خود گوش فرا دهند ، باز همه جا مرگ